گفتگوی جذاب با محمود آتیش پاره

مهری مصور:گفت‌وگو با محمود کریمی حکایت بازیکنی است که جاه‌طلب نبود اما تا دلتان بخواهد صداقت دارد. بازيكني كه در سال‌های اوجش از فدراسيون فوتبال درخواست كرد وي را به تيم ملي دعوت نكنند و به واسطه همين صداقتش هم ابایی ندارد با صراحت عنوان کند علاقه‌ای به مربیگری نداشته و ترجيح می‌دهد به عنوان يك هوادار معمولي فوتبال را دنبال كند.
دوم: مصاحبه با محمود كريمي داستان خودش را دارد؛ تصميم به گفت‌وگو با كريمي به ماه‌ها قبل برمی‌گردد اما كريمي همانند دوران فوتبالی‌اش كه تمايلي به مصاحبه نداشت، اين روزها هم كه شغل آزاد دارد و در حوزه حمل و نقل درون‌شهری فعاليت می‌کند، روحيه سابقش براي مصاحبه گريزي را حفظ كرده اما بالاخره، سماجت خبرنگاري نتيجه داد و اين گفت‌وگو شكل گرفت.
سوم: قهرماني سپاهان در ليگ پانزدهم را كه منها كنيد، در ساير قهرمانی‌های سپاهان در ليگ برتر و جام حذفي ردپاي محمود كريمي را خواهيد ديد؛ البته حساب ليگ قهرمانان آسيا و نایب‌قهرمانی در قاره كهن و نقش ويژه كريمي هم جداست.
چهارم: «محمود آتيش پاره» همان بازيكن محبوب سپاهانی‌هاست؛ بازيكني كه در سپاهان پديده شد، درخشيد و در همين تيم هم با مستطيل سبز وداع كرد.
پنجم: گفت‌وگو با محمود كريمي همواره جذابیت‌های خود را داشته است؛ چه زماني كه كريمي ریزنقش در خط حمله سپاهانی‌ها بازي می‌کرد و چه امروز كه آرامش زندگي در كنار بهاره ۱۱ ساله و امیرمهدی شش ساله را به هياهوهاي فوتبالي ترجيح می‌دهد.
ششم: «متفاوت بودن» تاکید اولیه ما بر گفت‌وگویی است که در ادامه خواهید خواند اما از آنجايي كه صداقت دروني محمود كريمي و اظهارنظر بی‌تکلف وي پيرامون برخي موضوعات، ظرفيتي بیش‌تر از يك تيتر واحد داشت، تعدادی از مهم‌ترین عناوین این گفت‌وگو را برای پیش درآمد انتخاب کردیم:
-‌ بازی در ورزشگاه آزادی ایده آل بازیکنان تکنیکی بود.
-‌ به خاطر ترس ناخودآگاهم از فوتبال خداحافظي كردم.
-‌ حتي اگر قلعه‌نویی و کرانچار هم دوباره سرمربي سپاهان شوند، بر‌نمی‌گردم.
و حالا وقت آن است که این گفت‌وگوی جذاب و خواندنی را در ادامه بخوانید.
**
-‌ محمود کریمی سیبکی؛ داستان این پسوند چیست؟
سیبک یکی از روستاهای فریدون‌شهر است که پدر و مادر من متعلق به این منطقه هستند، پدرم ۴۰ سال قبل به اصفهان کوچ کرد و من هم در اصفهان به دنیا آمدم اما اقوام زیادی در این منطقه داریم.
-‌ پس با این حساب از نژاد گرجی هستید؟ لهجه که ندارید؛ می‌توانید با زبان گرجی تکلم کنید؟
بله درست است. البته این زبان را کاملاً متوجه می‌شوم؛ پدر و مادرم در خانه گرجی صحبت می‌کنند و همسرم نیز گرجی است.
-‌ گرجی‌ها فوتبالیست شاخص دیگری هم دارند یا به تنهایی پرچم بازيكنان اين ن‍ژاد را بالا نگه داشته‌اید؟
در ایران که فوتبالیست گرجی نمی‌شناسم اما چند سال قبل جابامجیری و كاخابر آخالادزه در تیم سپاهان بازی می‌کردند که اهل کشور گرجستان بودند.
-‌ در مورد پیوستن محمود کریمی به سپاهان روایت‌های مختلفی وجود دارد اما دوست داریم روایت اصلی را از خود شما بدون واسطه بشنویم.
من در حقیقت بازیکن تیم فولاد مبارکه بودم که از سال ۷۲ به این تیم پیوستم و در تیم‌های نوجوانان، جوانان و امید این باشگاه بازی کردم و سال ۷۹ هم در لیگ دسته یک حضور داشتیم. تا اینکه در این سال با تیم سپاهان ادغام شدیم ؛ بعد از ادغام به بازیکنان فولاد رضایت‌نامه دادند اما خلیلی مدیرعامل وقت باشگاه به من اجازه رفتن نداد و گفت در این تیم بمان؛ من در آن زمان کم سن و سال و کم رو بودم اما بعد از صحبتی که با آقای ندیمیان سرمربی تیم داشتم، در سپاهان ماندنی شدم.
-‌ پس با این حساب دوران فوتبال شما و محرم نویدکیا تقریباً یکسان بوده است؟
من و محرم هم‌محله‌ای و سابقه بازی در مسابقات محلی و آموزشگاهی را داشتیم اما محرم دو سال زودتر از من به تیم بزرگسالان سپاهان پیوسته بود اما تقریبا هم دوره بودیم.
-‌ از قهرمانی سپاهان در لیگ دوم حرفه‌ای بگویید؟ اتفاقی که با شکستن سیطره سرخابی‌ها رخ داد و مبدأ جدیدی در فوتبال باشگاهی کشور محسوب می‌شود.
ما لیگ حرفه‌ای را با استانکو شروع کردیم اما آخر فصل جدا شد و فرهاد کاظمی که با تیم ابومسلم نتایج خوبی کسب کرده بود، سرمربیگری تیم را بر عهده گرفت. روحیه‌ای که کاظمی به تیم داد و وجود بازیکنان جوان و با تجربه و تیم شاداب و با انگیزه‌ای که داشتیم، موجب شد تا شرایط ایده آلی داشته باشیم و سه هفته زودتر از پایان فصل به قهرمانی دست پیدا کردیم.
-‌ در مجموع محمود کریمی چند قهرمانی را با تیم سپاهان کسب کرده است.
یک قهرمانی در لیگ، سه قهرمانی در جام حذفی و نایب‌قهرمانی در آسیا در زمان بازیگری و ۴ قهرمانی در لیگ و یک قهرمانی در جام حذفی در مقام مربی ؛ البته فصل چهاردهم تا پایان همراه تیم نبودم.
-‌ کدام‌یک از قهرمانی‌های متعدد با سپاهان خاطره‌انگیزتر بود؟
قهرمانی اول در لیگ؛ طبیعی است که هر اتفاق اولی شروع یک موفقیت است، در لیگ دوم تیم ما در حالی به قهرمانی رسید که هیچ‌کسی فکرش را نمی‌کرد یک تیم شهرستانی بتواند به قهرمانی برسد. در دوران مربیگری نیز قهرمانی که به همراه کرانچار کسب کردیم، خیلی شیرین بود زیرا امتیازات زیادی از تیم‌های مدعی عقب بودیم اما توانستیم در نهایت همه حریفان را پشت سر بگذاریم.
-‌ بازی معروف سپاهان و پرسپولیس در جام حذفی و هت تریکی که انجام دادید، نقطه عطفی در زندگی ورزشی محمود کریمی است اما همیشه برای من سوال بوده که چرا در مسابقه به این مهم و سرنوشت سازی، ذخیره بودید؟
زمانی که لوکا هدایت تیم ما را بر عهده گرفت، دیسپلین و سخت‌گیری زیادی داشت، من هم خوب تمرین می‌کردم اما در بازی‌ها نمایش خوبی نداشتم، با مشکل مصدومیت هم مواجه شده و دچار افت شده بودم و در کل فصل خوبی را پشت سر نگذاشته بودم تا اینکه رسیدیم به نیمه نهایی جام حذفی و تا دقیقه ۷۰ بازی هم از پرسپولیس عقب بودیم تا اینکه من وارد بازی شدم.
-‌ يعني كمتر از ۴۰ دقيقه ذخیره بازی کردن هم کافی بود تا هت تریک کنید آن هم در ورزشگاه آزادی و مقابل هواداران پر شمار پرسپولیس؛ زمانی که تابلوی تعویض بالا رفت، تصورش را می‌کردید چنین اتفاق بزرگی در انتظار شما باشد؟
اصلاً فکرش را نمی‌کردم چون کلاً در طول فصل سه چهار گل بیشتر نزده بودم و اعتماد به نفسم هم ضعیف شده بود. با حضور من و محرم و پاپی، قدرت هجومی تیم بالا رفت؛ البته بازی در ورزشگاه آزادی بهشت همه مهاجمان و بازیکنان تکنیکی بود. گل اول را که زدم، سکوت محض در ورزشگاه حاکم شده بود؛ بعد از گل دوم هم دیدم برخی از تماشاگران در حال خروج از ورزشگاه هستند و بعد از گل سوم که دیگر ورزشگاه تقریبا خالی شده بود. به دلیل اینکه بازی به وقت اضافه کشید شد، پروازمان کنسل شد و برای شام به هتل المپیک رفتیم؛ در آن جا واکنش‌های جالبی را دیدم و بعد هم از اصفهان دوستانم به من زنگ زده و می‌گفتند طرفداران سپاهان به خیابان ریخته‌اند و خوشحالی می‌کنند.
-‌ معمولاً چه وقت‌هایی به یاد این اتفاق بزرگ میفتید؟ لابد برای دیدارهای سپاهان و پرسپولیس یا همان ال کلاسیکوی فوتبالی‌ها؟
بعد از آن بازی، هت تریک من در برابر پرسپولیس به نمادی برای هواداران تبدیل شد و هواداران برای کری خوانی‌های خود از این نماد استفاده می‌کنند، هنوز هم برخی افراد وقتی مرا می ببیند، از آن بازی صحبت می‌کنند؛ برای خودم هم اتفاق خاطره‌انگیزی بود و در مواقع حساس و دیدارهای مهم سپاهان، به یاد این بازی میفتم.
-‌ لقب محمود آتیش پاره از همان زمان هت تریک مرسوم شد؟
نه؛ لقب محمود آتیش پاره مربوط به سال ۸۲ است که پس از اولین حضور سپاهان در آسیا و بازی‌های خوبی که انجام دادم، هواداران من را با این اسم صدا می‌کردند که البته بیشتر به خاطر تر و فرز بودنم بود.
-‌ می‌گویند زمانی محمد مایلی کهن شما را با مایکل اوون مقایسه کرده است؛ شنیده‌اید.
مایلی کهن در یک برنامه تلویزیونی این حرف را زده بود که البته من آن برنامه را ندیده بودم اما برادرم برایم تعریف می‌کرد که جالب بود، زیرا در آن سال‌ها اوون در اوج بود و به خاطر سرعت و ریزاندامی مرا با او مقایسه کرده بودند.
-‌ بالاخره برسیم به داستان عجیب و غریب تیم ملی و محمود کریمی؛ اولین بار کی به تیم ملی دعوت شدید؟
سال ۸۰ که برانکو مربی تیم ملی بود، من و محرم را به این تیم دعوت کرد و قرار بود تیم در تورنمنت مراکش شرکت کند که من از همراهی تیم ملی عذرخواهی کردم که برانکو هم قبول کرد. برای مسابقات غرب آسیا هم دوباره من و محرم از تیم سپاهان به تیم ملی دعوت شدیم.
-‌ در آن زمان برخی روزنامه‌ها نوشته بودند که به خاطر بیماری مادرتان از حضور در تیم ملی عذرخواهی کرده‌اید. واقعیت ماجرا چه بود؟
دو سال بعد از مسابقات غرب آسیا، دوباره کادر فنی تیم ملی مرا دعوت کرد اما به تمرینات نرفتم که کمیته انضباطی مرا فراخواند تا در مورد غیبتم توضیح بدهم، من هم از آن‌ها خواستم که دیگر مرا به تیم ملی دعوت نکنند تا به خاطر غیبتم جریمه کنند و دیگر از آن موقع هم به تیم ملی دعوت نشدم.
-‌ دعوت به تیم ملی نهایت آرزوی هر بازیکن فوتبالی است اما محمود کریمی اعلام می‌کند دیگر مرا دعوت نکنید. قبول دارید رخداد عجیبی است، آن هم در دوره و زمانه‌ای كه گفته می‌شود، برخي بازيكنان براي رسيدن به تيم ملي حاضرند هر كاري انجام بدهند.
در مقطعی دلیلش بیماری مادرم بود که جراحی کرده بود و تمام فکر و ذکرم پیش مادرم بود. بارها این سوال را از من پرسیده‌اند که هر بار هم جواب می‌دهم، من خودم را در حد تیم ملی نمی‌دانستم و فراری بودم از دعوت شده به تیم ملی چون طاقت حضور در اردوهای بلند مدت را نداشتم؛ مثلاً برای مسابقات غرب آسیا حدوداً یک ماهی در اردو بودیم که به من خیلی سخت گذشت. دلیل دیگرش هم این بود که مهاجمان بزرگی همانند علی دایی، هاشمیان و علی کریمی هم دوره من بودند و ترجيح دادم در حضور اين بازيكنان بزرگ من كنار بروم.
-‌ اما من باز هم قانع نشدم که چرا یک بازیکن از ملی‌پوش شدن فراری باشد؟
من جاه‌طلب نبودم؛ جاه‌طلبی بخشی از وجود افرادی است که اهداف بزرگی دارند اما من آرامش در زندگی را ترجیح می‌دهم.
-‌ لابد به واسطه همین جاه‌طلب نبودن هم در سپاهان ماندید؟
من مدیر برنامه نداشتم و پیشنهادی هم به من نرسید اما شنیده بودم که در لیست برخی مربیان قرار داشتم البته هیچ‌گاه بحث جدی پیش نیامده بود. البته این را هم بگویم که سپاهان بهترین شرایط را داشت و از لحاظ تشکیلاتی، مدیریتی و باشگاهی و مالی برتر از سایر باشگاه‌ها بود و لزومی نداشت به تیم دیگری بروم، ضمن اینکه در شهر خودم راحت بودم.
-‌ پیشنهادی برای لژیونر شدن نداشتید؟
دو بار از تیم‌های اماراتی پیشنهاد داشتم اما به طور جدی به آن‌ها فکر نکردم.
-‌ فروردين سال ۸۷ ؛ بازي سپاهان و مس كرمان و تراژدي مصدوميت چشم محمود كريمي؛ با قرار دادن كنار هم اين کلیدواژه‌ها سوال بعدي ما شكل می‌گیرد؛ در مورد اين مصدوميت صحبت كنيد؟
ما با تیم مس کرمان بازی داشتیم و هفت امتیازی هم از پرسپولیس جلوتر بودیم. در آن دیدار محرم غیبت داشت و کاپیتانی تیم به من رسیده بود. در جریان دیدار و طی برخوردی که با مهدی رحمتی داشتم، زانویم آسیب بدی دید و برای دقایقی به بیرون زمین رفتم و حتی ویرا هم دستور تعویض داد و زاد محمود هم برای جانشینی من تا لب خط جلو آمد اما به دلیل اینکه مسئولیت کاپیتانی را بر عهده داشتم، گفتم می‌خواهم بازی کنم. یکی دو دقیقه بعد محسن حمیدی توپی را فرستاد که من کنترل کردم و رسول میرطرقی هم برای دفع توپ جلو آمد که دستش به چشم من برخورد کرد و برای یک لحظه چشمانم سیاه شد که بسیار وحشت کرده و ترسیدم. به مرور دید تیره و تاری پیدا کردم . بعد به چشم پزشکی رفتم اما پزشکی که مرا معاینه کرد، متخصص نبود و تشخیص پارگی چشم داد و قطره‌ای تجویز کرد تا استفاده کنم. چهار روز بعد قرار بود برای دیدار با الاتحاد به عربستان برویم و من برای این سفر آماده می‌شدم تا اینکه دکتر ربیعی از من خواست پیش یک متخصص برویم. متخصص زمانی که مرا معاینه کرد، گفت باید اورژانسی جراحی شوی زیرا مشکل پارگی شبکیه رخ داده بود و جراحی کردم.
-‌ واکنش میرطرقی در قبال این خطای خشن چه بود؟
مصدومیت من تا اندازه‌ای شدید بود که اخبار و برنامه نود هم اعلام کرده بودند و میرطرقی وقتی فهمیده بود، قضیه تا چه اندازه جدی است، تماس گرفت و عذرخواهی کرد.
-‌ بعد از این مصدومیت چند ماهی از فوتبال دور شدید؟
بعد از جراحی تا اولین روزی که به تمرینات رفتم، ده ماه طول کشید البته تمرینات سبکی هم داشتم. وقتی به تمرینات برگشتم، فرهاد کاظمی سرمربی سپاهان بود و تقریبا دو ماه بعد در بازی با برق شیراز برای ۱۰ دقیقه پایانی مرا بازی داد و در بازی با پرسپولیس هم ۲۰ دقیقه بازی کردم.
-‌ گویا بعد از بازی با پرسپولیس بود که از فوتبال خداحافظی کردید؟
واقعیت این بود که ناخودآگاه از برخوردها و ضربه سر می‌ترسیدم زیرا چشم عضو حساسی است. دکتر جراحم هم اصرار داشت، بازی نکنم و به این نتيجه رسیدم خداحافظی کنم و تصمیمم را به باشگاه و به مربیان تیم اعلام کرد.
-‌ اما چه طور شد که دوباره به تمرینات برگشتید؟
پس از اینکه قلعه‌نویی به عنوان سرمربی تیم معرفی شد، صحبتی با من داشت که به تیم برگردم اما به وی گفتم که نمی‌خواهم بازی کنم ولی قلعه‌نویی از من خواست تا مدتی با تیم تمرین داشته باشم و بعد از آن تصمیم نهایی را بگیرم. من با تیم به اردوی ترکیه هم رفتم اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که خداحافظی‌ام را قطعی کنم زیرا نمی‌خواستم خاطره شیرینی که مردم از من دارند، از بین برود .
-‌ و خداحافظی از بازیگری فوتبال با ورود به دنیای مربیگری همزمان شد. از قبل برای مربیگری برنامه داشتید یا اتفاقی وارد این حوزه شدید؟
من به مربیگری هیچ علاقه‌ای نداشتم و هیچ‌گاه هم به این مسئله فکر نکرده بودم. اما قلعه‌نویی و آقای ساکت اصرار داشتند من به کادر فنی اضافه شوم و من هم به خاطر خانواده‌ام که دوست داشتند، همچنان در کنار فوتبال باشم، قبول کردم. در زمان قلعه‌نویی من مسئولیت خاصی در کادر فنی نداشته زیرا کارت بازی هم نداشتم که بتوانم روی نیمکت بنشینم. اما در زمان کرانچار مسئولیتم سنگین شد و به واسطه اینکه به این شغل علاقه‌ای نداشتم، خیلی اذیت می‌شدم.
-‌ گفتید که به مربیگری علاقه نداشتید اما در دوره قلعه‌نویی و کرانچار در کادر فنی حضور داشتید اما وقتی فرکی سرمربی شد، از کادرفنی سپاهان کنار رفتید.
من مشکلی با فرکی نداشتم زیرا زمانی که در مسابقات غرب آسیا بازی می‌کردم، وی مربی تیم ملی بود و از یکدیگر شناخت داشتیم ؛ زمانی هم که سرمربیگری سپاهان را بر عهده گرفت، مایل بود من همچنان در کادر فنی این تیم حضور داشته باشم اما من از یکی دو سال قبل تصمیم جدی برای کنار گذاشتن مربیگری گرفته بودم و آن را عملی کردم و ترجیح می‌دهم به عنوان هوادار فوتبال را دنبال کنم.
-‌ یعنی در آینده هم برنامه‌ای برای ورود به جرگه مربیان ندارید؟
اصلاً؛ حتی اگر کرانچار یا قلعه‌نویی هم به سپاهان بیایند، دیگر حاضر به برگشت به جرگه مربیان نیستم.
-‌ در مورد حضور سپاهان در رقابت‌های جام باشگاه‌های جهان صحبت کنید.
‌تجربه فوق‌العاده‌ای بود، از همان زمانی که سوار هواپیما شدیم، متوجه شدیم چه مسابقات مهمی را پیش رو داریم؛ فیفا بهترین هواپیما و بهترین امکانات را برای ما در نظر گرفته بود. اين مسابقات با حضور تیم‌هایی همانند آث میلان و بوکاجونیورز به نوعی جام جهانی کوچک هم محسوب می‌شد و خوشحالم به همراه سپاهان اين فرصت را به دست آورديم تا به عنوان اولین تیم ایرانی شرکت کننده در مسابقات جام باشگاه‌های جهان شركت كنيم.
-‌ می‌دانستید تنها ایرانی گلزن در جام باشگاه‌های جهان هستید.
اتفاقاً زمانی که از این مسابقات برمی‌گشتیم، محرم به من گفت اولین بازیکن ایرانی هستی که در این مسابقات گلزنی کرده‌ای.

...................

پایگاه خبری شبکه صدای سپاهان

 با تشکر از مهری مصور

© Copyright 2014, FCSepahan.‎design@ordiban